هر کس که بتواند نسبت به انسانی رنجدیده شفقت بی شائبه نشان دهد یقینا واجد ِ عشق به خدا و ایمان است.
سیمون وی

ترجمه:فروزان راسخی
مقدمه و ویرایش : مصطفی ملکیان
موسسه پژوهشی نگاه معاصر
207 صفحه
اول:بعد از آن کتاب درباره ویتگنشتاین میخواستم دیگر کتابی که نویسنده اش یک زن باشد را هرگز معرفی نکنم اما حالا کارم به اینجا کشید از کتابی که یک زن درباره یک زن دیگر نوشته بنویسم! از آنجا که تصمیم گرفتم همه کتاب های ملکیان را معرفی کنم به خاطر مقدمه 50 صفحه ای او که تقریبا چکیده کل این کتاب که نامه ای از یک عارفه اهل مطالعه زیاد بنام "سیمون وی" به یک کشیش است مجبور شدم بنویسم. این کتاب را دکتر فروزان راسخی از شاگردان استاد ترجمه کرده و در مقدمه ذکر کرده که بخاطر اشارات ملکیان در کلاس ها به این شخصیت علاقه مند شده و در پایان مقدمه ضمن سپاس قلبی از استاد و تشکر و آرزوی سعادت برای ایشان شعری از حافظ که گفته سیمون وی از کسانی است که این بیت مناسب آنهاست آورده و بیت زیبایی است که اگر من بودم چنین بیتی را فقط برای آدمی زنده می نوشتم:
به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند – نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند
دوم:این کتاب بیشک ساده ترین کتابی بوده که تا حالا درباره اش نوشته ام و این عقیده اصلی که تبلیغ میکند و یهودیت را بدان جهت نفی میکند : (رنج حتما بخاطر گناهکاری و خوشبختی حتما بخاطر تقوا نیست) برای من چیز خاصی نیست. کلا موضوعش بسط الاهیات پلورالیستی و نکاتی مغفول از مسیحیت و نقد یهودیت است با محوریت مضامینی مثل "رنج" . بنابراین نباید دنبال بحث استدلالی و منطقی باشیم و اینکه اصلا در هر جایی بدنبال منطق باشیم تنها فهم پایین ما را می رساند.کتاب زیاد با فلسفه نپرداخته اما مشخص است مولف اشراف نسبی به فلسفه هم داشته اما بحثش ترکیبی از الاهیات و تاریخ ادیان و فلسفه باستان و اسطوره هاست.مفاد بحث او کاملا کیرکگاردی است و میخواهد از هرگونه بحث عقلی پیرامون دین پرهیز کند. سیمون وی در همه جا بدنبال شباهت هایی بین ادیان مختلف حتی با فلسفه و اسطوره های گذشته است و این عقیده که یکی از ادیان راه به حقیقت دارد را بشدت نقد میکند روند کار کلا تطبیقی است و در جاهایی اشتراکاتی که او یافته ممکن است عجیب و ناپذیرفتنی برای ما باشد اما خلاقیت مولف قابل تحسین است و مشخص است در باب مسائل دینی و خداباوری خارج از دین بسیار اندیشیده و انجیل را هم خیلی خوب مسلط بوده است.بعلاوه باید اشاره کرد پاورقی های بسیار مفید راسخی مترجم کتاب که بدون آن فهم بسیاری مطالب ناممکن میشد چون مولف اشاره هائی جزئی به مسائل مختلف نموده راسخی همه را از عبارات و آیات دینی و اسطوره ای گرفته تا حتی نام های فیلسوفان مثل افلاطون و ارسطو را هم توضیح داده تا جای هیچ ابهام و بدفهمی نماند و مشخص است زحمت زیادی کشیده است و همین که بجای ترجمه ای تکراری از یک موضوع خاص (مثل کارهای پیام یزدانجو) طرف آدمی رفته که ما اصلا اسمش را نشنیده ایم پسندیده است و تا باشد از این کارها. اما راستش من یکی نکته فلسفی عمیقی در این کتاب ندیدم و فکر میکنم کتاب فقط مورد خوبی برای هدیه دادن به خانم های دینداریست که تازه با فلسفه آشنا و دچار مشکلات روحی روانی شده اند!
سوم:سیمون وی شخصیتی عارف مشرب و پیامبر گونه داشته و عاشق انسان ها بوده است.تنها 34 سال و در نیمه اول قرن زیسته و اهل سیاست هم بوده و تعهدات چپگرایانه ای داشته اما مثل همه آدم های باشعور دیگر خیلی زود از مارکسیسم دست میکشد و این شخصیت احساسی و انسانی و پاکی او باعث شده لقب Red Virgin در دانشگاه بگیرد (ترجمه این واژه معلوم است "باکره سرخ" میشود ولی ملکیان ترجمه کرده "عذرای چپی" و اگرچه میگویند ترجمه هر چه آسانتر بهتر اما من معنی هیچکدام از دو کلمه ی ترکیب ملکیان را نمیفهمم!) بجز منابع الاهیاتی افلاطون ، رواقیان ، عرفان هندی ، کانت و مارکس بر او متاثر بوده اند.مشرب مورد علاقه اش نزدیک به "گنوستیسیم" بوده که اعتقاداتی متفاوت از کلیسا داشت و سه رکن اصلی اش:اعتقاد به دو مبدا خیر و شر ، بدبینی ، اعتقاد به خدای غیر متشخص هستند(این برداشت ملکیان است و من از مطالعه کتاب به این رسیدم که سیمون وی بیش از هر چیز به مسیحیت علاقه داشته و این اعتقادات خیلی به خود شخص ملکیان نزدیک است) در پیشگفتار تمام مطالب در 120 نکته خلاصه شده که اولینش "خدا عشق است" و نثر خود کتاب ساده تر از این نکات است. چندتایی که بنظرم از بقیه بهتر بودند را می نویسم و همانگونه که ملکیان در پایان گفته وی هیچ دلیل یا سند تاریخی ارائه نمیدهد:
28)وضع عقل در قبال اصول اعتقادی دین با وضع او در قبال اسرار دین فرق میکند:تلقی درست در قبلا اصول دین این نیست که آنها را تصدیق کنیم بلکه اینستکه از فاصله خاصی با دقت حرمت و عشق بدانها بنگریم.
34)در تضعیف ایمان و تشویق بی ایمانی هیچ چیز بیش از تلقی خطا از وظیفه عقل یعنی اینکه وظیفه عقل را این بدانیم که به اصول اعتقادی تصدیق و التزام ورزد سهم نداشته است.
45)سخن مسیح این بود که : مرا مقدس بدانید چون دائما و منحصرا کار نیک میکنم نه اینکه چون معجزه میکنم.نیکی و زیبایی رفتار و زندگی مسیح معجزه ی او بود.معجزه واقی مسیح عشا ربانی است و مصائب مسیح که معجزاتی نامرئی و غیر مادی اند.
48 و 49)معقولترین و موجهترین راه درک حقیقت معجزه که با تلقی علمی از جهان سازگار است اینستکه جهان را شبکه ای از علل ثانیه بدانیم که حفره ای در آن نیست.بنابراین معجزات نیز از زنجیره تغییر ناپذیر علل ثانیه بیرون نیستند و علمی که به حد کفایت پیشرفته باشد میتواند همه آنها را توجیه و تبیین کند.این رای پیوند میان معجزات و عالم فوق طبیعت را نادیده میگیرد.
56) وسیله نجات در همه زمان ها دردسترس همه اقوام بوده است و هست ، چون تقدم و تاخر تاریخی نمیتواند نقش مهمی در ارتباط میان خدا و انسان دفاع کند.
58)تغییر دین و مذهب برای آدمی خطرناک و دارای نتایج مصیبت بار است.(من کاملا مخالفم)
64و65)آنچه عاده بت پرستی و شرک میخوانیم تا حد زیادی از ابداعات تعصب یهودیان است که هر شکلی از یکتاپرستی را که با یکتاپرستی خودشان فرق داشت متهم به بت پرستی میکرد و حال آنکه هیچکدام از اشکال یکتاپرستی نبوده و نیست.بت پرستی واقعی و تمام عیار چیزی نیست جزآزمندی و ولع به دنیا شخص پرستی نژاد پرستی و قوم پرستی و خود را قوم برگزیده دانستن
67)بسیاری از بیدینان از عالمان الاهیات به دین نزدیکترند.
76)وجود تجسد های الاهی غیر مسیح (ملکیصدیق ، اوزیریس در مصر و کریشنا در هند) قابل انکار نیست.
85)بین تلقی و تصور مانویان و مسیحیت از ارتباط میان خیر و شر تفاوت حقیقی نیست.
88)تصویر ظالمانه عهد عتیق از خدا با خیرخواهی الاهی ناسازگار است.
99)از میان تاثیرات منفی بر مسیحیت تاثیر اسرائیل(منظور نژاد است)و روم بر این دین است.آلودگی مضاعف مسیحیت ناشی از اینستکه اسرائیل و روم نشان خود را بر این دین نهادند.اسرائیل باعث شد که مسیحیت عهد عتیق را کتابی مقدس تلقی کنند.
101)کلیسا فقط از یک حیث کاملا پاک است از این حیث که حافظ آیین های مقدس است.
103)کلیسا با افزودن اصول عقیدتی دیگری به تثلیث تجسد و فدیه برخلاف عهد جدید مشی کرده است.عهد جدید فقط این سه را اصول عقیدتی مسیح میداند.
107)یکی از مواردی که درآنها حواریون سخنان مسیح رادرباب نکات خاصی درست فهم نکردند اینستکه فرمان عیسی به تبلیغ دینی درست فهم نشد و انرا به معنای بازگرداندن اقوام از ادیان و مذاهب نیاکانی خود تلقی کردند.مسیح میخواست که مبلغان با خود بشارت ببرند نه یک نظام الاهیات جدید.یعنی بشارات زندگی و مرگ او را به ادیان و مذاهب نیاکانی مردم بیفزایند. (نکته قابل تاملی است)
113)مسیحیت باعث ظهور اندیشه پیسرفت شد که اندیشه ای بی دلیل است چرا که هیچ دلیلی نداریم بر اینکه میان مرتبه کمال و ترتب و توالی تاریخی ارتباطی برقرار باشد.
محتوای نامه به این ها نزدیک است و نکته خاصی ندارد من چند تا از نکات مترجم را درباره ادیان مینویسم و برای مطالعه بقیه نکات و نکات درمورد هند و یونان و مصر و ... باید کتاب را بخوانید.بعضی جاها بنظر میرسد عمق فلسفی کار ضعیف است.مثلا جایی از هراکلیتوس(تنها فیلسوف غیر مدرن محبوب من) یاد میکند میگوید کلیانتوس شاگرد زنون تحت تاثیر هراکلیتوس بوده و تثلیث را که بنوعی در او بوده سروده حال آنکه میدانیم زنون شاگرد پارمیندس بوده و تمامی کارهایش مثل نفی حرکت برای اثبات گفته های استاد بوده حال چطور شاگردش؟ یا اینکه مثلا میگوید مادر بودن مریم عذرا پیوند های اسرار آمیزی با برخی از سخنان افلاطون در تیمائوس دارد که راجع به ذات خاصی است که مادر همه چیز و برای همیشه دست نخورده است(الله اعلم!) یا مثلا در پایان سیمون وی از متون ارزشمند و نابی در مسیحیت حرف میزند که عمدا نابود شده اند تا هیچکس نتواند انها را بخواند و سعاتمند شود و این نابودی با برنامه ریزی بوده.
عهد جدید
آن قسمت از کتاب مقدس است که مخصوص مسیحیان است و 27 رساله دارد از جمله اناجیل اعمال رسولان نامه ها و مکاشفات یوحنا
اسرار
: پانزده موضوع تامل و مراقبه است که به زندگی مسیح مرتبطند و سه دسته میشوند. اسرار شادی بخش: باردار شدن مریم عذرا-آمدن مریم به دیدار الیصابات-ولادت-نشان دادنش در معبد-یافتن عیسی کودک در معبد ، اسرار اندوه زا: درد و رنج در باغ جتسمانی-تازیانه خوردنش-نهاده شدن تاجی از خار بر سرش-بر دوش کشیدن صلیب-به صلیب کشیده شدن ، اسرار شکوهمند: رستاخیز مسیح- به آسمان رفتن – فرود آمدن روح القدوس – عروج مریم – تاجگذاری مریم (این آخری را من تا حالا نشنیدم)
کاتولیک های
رومی و ارتدوکسها معتقد به 7 آیین مقدس هستند: قربانی مقدس – تعمید – تایید – تدهین نهایی – ازدواج – انتصاب که اجرایشان سبب فیض الهی میشود.
اسرائیل
: در عبری یعنی کسی که همراه خدا میجنگد و لقب یعقوب بوده است.
دوره تبعید
: دوره ای در قرن ششم قبل میلاد که یهودیان در بابل به اسارت زندگی میکردند و در ایندوران به جهت آشنایی با عقاید دیگر(نقل قول از سیمون وی) بعضی عقاید نادرستشان تصحیح میشود.
مسیحیان بر این باورند که جسم و خون حضرت عیسی مسیح د نان و شرابی که در مراسم عشا ربانی تقدیس و سپش خورده میشود حضور دارد اما نحوه حضور مورد مناقشه است.
پولس قدیس اولین بار آموزه مرگ ایثارگرانه مسیح را جایگزین طلب آمرزش انسان ها از گناه مطرح کرده است.
یوحنا در مکاشفاتش بارها به "بره خدا" اشاره دارد که هدیه ای از خدا در مشکلات است.
دیونیسوس(که نیچه شیفته اش است): در اساطیر ارفئوسی پسر زئوس و پدر پرسفونه (که اسم یکی از شخصیت های فیلم ماتریکس هم هست) زاگرس بود که زئوس میخواست او را وارث خود کند و قدرتی بیکران به او ببخشد اما هرا از حسادت تایتانها را واداشت تا به او حمله برند تایتانها او را قطعه قطعه کردند و بجز دلش همه را خوردند. آتنه دل کودک را نجات داد و آن را پیش زئوس آورد و زئوس آن را بلعید و با سلمه همبستر شد سپس سلمه پسری آورد که از دل زاگر درست شده بود و نامش دیونیسوس بود.
دوستیزم: گرایشی در صدر مسیحیت که به قالب انسان در آمدن و رنج های مسیح اینجهانی را اموری ظاهری و پنداری و نه حقیقی و واقعی تلقی میکرد.بعضی از اشکال این گرایش قائل بودند به اینکه مسیح بنحو معجزه آسایی از مرگ گریخت و یهودا یا شمعون درست دمادم تصلیب جای خود را با او عوض کردند.(حرف اسلام – جالب اینکه عارفه ما که همه جا میگوید کلیا نباید کسی را تکفیر کند اینجا میگوید دوسِت ها باید تکفیر شوند چون تجسد را انکار کرده )
آناتما: به معنای ملعون و جداشده که ابتدا توسط پولس قدیس برای تکفیر بکار رفته است.از شورای 306 میلادی در اسپانیا لعنت کردن رواج یافت.
من ضمن همدردی با یهودی ها بخاطر رنج های عظیمی که در طول هزاران سال کشیده اند و همدردی با کسانی که قرن بیستم از آنها رنج کشیدند علاقه خاصی به آنها ندارم اما از یهود ستیزان یا آنهایی که همه اداره جهان را ذست یهودیان میدانند اصلا خوشم نمی آید.اما کلا زندگی عیسی و آرامش او را دوست دارم خیلی بیشتر از محمد و موسی با عیسی همذات پنداری میکنم. اگر روزی به قول پدرم به راه راست هدایت شوم و بخواهم دینی را انتخاب کنم یهودیت و آنهمه شریعت سنگین و آموزه های خرافی اصلا در کتم نمیرود و بین اسلام (اهل سنت) و مسیحیت و مانویت باید گزینش کنم و الان که مسیحیت را بیشتر دوست دارم.
+ نوشته شده توسط فاوست در جمعه 4 مرداد1387 و ساعت
|